جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
444
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
شك از راه والىنشين شمال غربى ايران يعنى تبريز آغاز مىشود و اگر ايران نتوانسته باشد از تهاجم روس طى اين پانصد ميل جلوگيرى كند بهيچوجه و هيچجاى ديگر هم نخواهد توانست از عهدهء اين كار برآيد . از تنها راه ديگرى كه مهاجم شمالى قادر به پيشرفت است جادهء رشت به قزوين مىباشد كه لزوما بايد از سلسله جبال البرز بگذرد كه از لحاظ هر لشكر مدافعى بهترين وسيلهء مقاومت است و هرگاه چنان كه در فصل خراسان به ذكر بعضى دلايل پرداختم يورشى از جانب شمال شرقى پيش آيد براى شهريار ايران جلوگيرى از آن در تهران چه اندازه آسانتر از اصفهان خواهد بود . ولى انتخاب محل پايتخت را اساسا نبايستى فقط از لحاظ امكان خطر تهاجم يا عدم آن از جانب دشمن واحدى در نظر گرفت ، بلكه بايد موقع مركزى يا قدرت تمركز و چيرگى آسان بر جادههائى كه به ايالات عمدهء مملكت مربوط مىشود ملحوظ داشت و از اين جهت است كه وضع تهران نيك ممتاز بشمار ميرود بواسطهء وقوع آن در فواصل كموبيش متساوى نسبت به دو حاكمنشين شرقى و غربى يعنى مشهد و تبريز به آن دو ايالتى كه اين دو شهر مركز حكومتشان است تسلط دارد و درعينحال در مسافت نسبتا نزديك و واجد راه ارتباط دفاعى با ولايات شمالى كرانهء درياى خزر واقع شده است كه بعيد نيست از همان راه نيز در آينده ضرورت ضربتى پيش آيد . از جهت ديگر هم وضع مسلطى نسبت به پايتختهاى سابق يعنى اصفهان و شيراز دارد كه در صورت پيشآمد فاجعهء تهاجمى از شمال پيوسته اين امكان در ميان خواهد بود كه پايتخت را آسان به آن بلاد انتقال داد . بنابراين ، اين انديشه و خيال كه ايران با تغيير دادن پايتخت به شهر ديگرى در سمت جنوب وضع قوىتر و بهترى خواهد داشت من چنين حركت عنيفى را انصراف بىموردى از داشتن محل و موضعى مىشمارم كه اهميت سرشار دارد و آن را انگيزهاى براى خيالات تهاجمى زمامداران مسكوى محسوب ميدارم . اسبدوانى - از جمله نمايشهاى نيمه اروپائى ديگر تهران در موقع مسافرت من وجود ميدان اسبدوانى و مسابقات سالانهء اسبسوارى بود و لازم به تذكر نيست